![]() |
![]() |
|
| زین دایره مینا خونین جگرم می ده×××تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی |
|
روز پائيزي ميلاد تو در يادم هست
روز خاكستري سرد سفر يادت نيست!
ناله ناخوش از شاخه جدا ماندن من ،
در شب آخر پرواز خطر يادت نيست!
تلخي فاصلهها نيز به يادت مانده است
نيزه بر باد نشسته است و سپر يادت نيست!
خواب روزانه اگر درخور تعبير نبود
پس چرا گشت شبانه دربدر يادت نيست!
من به خط و خبري از تو قناعت كردم
قاصدك كاش نگوئي كه خبر يادت نيست!
عطش خشك تو بر ريگ بيابان ماسيد
كوزهاي دادمت ،اي تشنه مگر يادت نيست!
تو كه خودسوزي هر شبپره را ميفهمي ،
باورم نيست كه مرگ بال و پر يادت نيست!
تو به دلريختگان چشم نداري بيدل ،
آنچنان غرق غروبي كه سحر يادت نيست!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 17:16 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم که به کار آید چرا که تنها یک سخن! یک سخن! در میان نبود ــ آزادی! ما نگفتیم تو تصویرش کن ... احمد شاملو |
| پیوندهای روزانه |
|
دلبرکان غمگین آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|