![]() |
![]() |
|
| زین دایره مینا خونین جگرم می ده×××تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی |
|
بازی وبلاگی و خاطرات از دوره انقلاب بیست و چهار سال از زندگیم میگذره و مسلما تمام این سالها در دوران انقلاب بوده!در بدو انقلاب که ما وجود خارجی نداشتیم که مانند خورشید در آسمان است که خاطره ای نداریم! اما از زمانی که حضورمان را در دنیا آغاز کردیم که اواسط جنگ بود و ... به باور من خاطرات بد و خوب نداره و خواه ناخواه در ذهن آدمی نقش بسته و فراموش کردنی در کار نیست! یادمه تو یکی از راهپیمایی های ۲۲ بهمن حدود ۱۰-۱۲ سال پیش در حین راهپیمایی تو خیابون اصلی یه دفعه جمعیت متوجه شد که خیابون بسته شده! یادمه به مدت ۱۵ دقیقه راهپیمایی تعطیل شد تا جمعیت از فرعی ها بعد از اون مانع دوباره به هم بپیوندند! اقایی هم که پشت میکروفون بود دائم داد می زد:"نشون بدید که هیچی سد راه شما نیست!" بهترین خاطره ملی من! شادی های زودگذر یک مسابقه فوتبال و دیگر هیچ! در حوزه شخصیات نیز ... دوستانی که من به این بازی دعوت می کنم: |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 16:32 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم که به کار آید چرا که تنها یک سخن! یک سخن! در میان نبود ــ آزادی! ما نگفتیم تو تصویرش کن ... احمد شاملو |
| پیوندهای روزانه |
|
دلبرکان غمگین آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|