![]() |
![]() |
|
| زین دایره مینا خونین جگرم می ده×××تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی |
|
در روزهای اخر اسفند در نیمروز روشن وقتی بنفشه ها را با برگ و ریشه و پیوند و خاک در جعبه های کوچک چوبین جای می دهند جوی هزار زمزمه درد و انتظار در سینه می خروشد و بر گونه ها روان جوی هزار..... زمزمه درد و انتظار! در سینه می خروشد و بر گونه ها روان! ای کاش! ادمی وطنش را همچون بنفشه می شد با خود ببرد هر کجا که خواست.... در روشنایی باران در آفتاب پاک در روز های اخر اسفند در نیمروز روشن....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 1:48 توسط سعید |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 21:5 توسط سعید |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 23:4 توسط سعید |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم اسفند 1386ساعت 22:15 توسط سعید |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 3:15 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم که به کار آید چرا که تنها یک سخن! یک سخن! در میان نبود ــ آزادی! ما نگفتیم تو تصویرش کن ... احمد شاملو |
| پیوندهای روزانه |
|
دلبرکان غمگین آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|