تبليغاتX
اندیشه های یک فکر
زین دایره مینا خونین جگرم می ده×××تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
چند این شب و خاموشی؟وقت است که برخیزم

وین آتش خندان را با صبح برانگیزم

گر سوختنم باید افروختنم باید!

ای عشق بزن در من کز شعله نپرهیزم

صد دشت شقایق چشم در خون دلم دارد!

تا خود با کجا آخر با خاک درآمیزم

چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان

صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم

برخیزم و بگشایم بند از دل پرآتش

وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم

چون گریه گلو گیرد از ابر فرو ریزم

چون خشم رخ افروزد در صاعقه آویزم

ای سایه سحر خیزان دلواپس خورشیدند!

زندان شب یلدا بگشایم و بگریزم

شعر بسیار زیبا از هوشنگ ابتهاج!هیچ توضیحی نمی خواد!

 

                                                           لینک مطلب در بالاترین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 23:49  توسط سعید | 
توی اولین دقایق روزی دارم می نویسم که ۲۲ سال پیش توش به این دنیا اومدم!این بار حالم گرفته نیست!نمی دونم چرا ولی می دونم به این خاطر نیست که از گذر عمر و این تکرار مکررات راضی ام!

۲۲ سال پیش در همچین روزی به دنیا اومدم!نه به اختیار که به اجبار!معلوم نیست شایدم اگه اون روز باهام مشورت می کردن و ازم نظر می خواستن خودم راضی بخ حضور می شدم!(هر چند نظر سیخی چنده! خدا که دیگه دموکراسی بردار نیست!)ولی خوب به هر حال الان که ازم نظر نخواستن می گم راضی نیستم که نیستم!

۲۲ سال تمام اکسیژن رو مصرف کرذم و زمین رو آلوده کردم و فضا رو اشغال!معلوم هم نیست چند سال دیگه این روند بی دلیل ادامه داشته باشه!

یکی نیست بگه آخه خدا!بی خود این آدما رو میاری اینجا تازه خط و نشون هم می کشی که آی جهنم و از این حرفا؟

بابا عدالتت رو عشق است!

میشنوی؟

خلاصه اینکه یک سال دیگه هم گذشت و...

به قول حکیم خیام نیشابوری:

گر آمدنم به خود بدی نامدمی
ور نیز شدن به من بدی کی شدمی
به زان نبدی که اندرین دیر خراب
نه آمدمی، نه شدمی، نه بدمی

                                                     لینک مطلب در بالاترین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 0:3  توسط سعید | 
بعضی اوقات حقایق همان چیز هایی هستند که به ظاهر غیر واقعی می رسند و انها را با دیده طنز می نگریم!

مسائلی که در پی یک اظهار نظر عالمانه و به عنوان موردی کاملا اصولی و واقعی بیان می شوند در صورتی که حقایقی تلخ هستند که ما آنها را به اصطلاح سوتی بزرگان می نامیم!

"حفظ و رعایت حجاب باعث بالا رفتن معدل دانشجویان می شود"!این جمله وقتی از زبان یکی از روحانیون بنام همچون آیت الله خزعلی به گوش می رسد به عنوان یک سخن غیر اصولی و با تژنگاه انتقاد آمیز به گونه ای که سخنی طنز گفته شده است مورد بررسی قرار می گیرد !اما اگر با دقت به مساله نگاه کنیم متوجه می شویم که حقیقت چیزی جز این نیست!شاید این نوشته را عده ای توهین به قشر خاصی از دانشجویان تلقی کنند اما حقیقتی است تلخ که متاسفانه وجود دارد!

دروسی همچون معارف/وصیت/روخوانی و از این قبیل دروس را در نظر بگیرید!در این قبیل کلاس ها اکثرا دانشجویانی که با حجاب و پوشش کامل  بر سر کلاس حاضرند از سوی اساتید این دروس مور اقبال واقع می شوند!

بارها در دانشگاهها دیده می شود که افرادی که در فعالیت های مذهبی حضور فعال داشته اند از سوس نهاد های مرتبط در دانشگاه به اساتید معرفی میشوند و از سوی اساتید ارتقاع نمره و به طبع معدل می گیرند!

پس میبینیم که در بعضی مواقع حجاب ابزار بدی نیست و این چنین جملات نیز با اینکه در نظر طنز و  به اصطلاح سوتی بزرگان به شمار می اید چندان هم بیراه نیست!

 

لینک مطلب در بالاترین

saeed

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 0:20  توسط سعید | 
می گن یه روز یه بابایی تو مسابقه اسب دوانی شرکت می کنه!اونقدر به اطراف توجه می کنه که متوجه نمیشه داره از روی اسب سر می خوره! خلاصه زمانی متوجه می شه که رو دم اسب بوده!داد می زنه می گه:این اسبه تموم شد!یه اسب دیگه بدید به من!

شاید خیلی ها این جوک بی مزه رو شنیده باشن!ولی امروز حکایت جناب آقای قیروز کریمی و صحبت های اخیر ایشون در مورد افشین قطبی که نشون میده حواس فیروز خان تنها جایی که نیست تیم استقلاله و نیمکت مربیگری که شاید کم کم  به انتهاش برسه!

با این تفاوت که فیروز خان نمی دونن تو این تیم دیگه نمی تونه داد بزنه که این تموم شد!یکی دیگه بدید!

جناب اقای فیروز کریمی!ما هواداران پرسپولیس ازتون می خوایم که لطفا حواستون به تیم خودتون باشه!دوست نداریم تو بازی برگشت شما از روی زین افتاده باشید!حیفه اخه!

 

لینک های مرتبط:

 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 2:47  توسط سعید | 
در  گلستان ارم  دوش  چو  از لطف هوا*** زلف سنبل به نسیم سحری می آشفت

گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو*** گفت  افسوس  که آن دولت  بیدار بخفت

عکس های باغ ارم شیراز-اردیبهشت ۸۶

عکس۱:

                             

eram

تصویر با اندازه واقعی ۷۶۸*۱۰۲۴

عکس۲:

                

eram

تصویر با اندازه واقعی۷۶۸*۱۰۲۴

عکس ۳:

eram

تصویر با اندازه واقعی ۷۶۸*۱۰۲۴

عکس ۴:

     

eram

تصویر با اندازه واقعی ۷۶۸*۱۰۲۴

 

     مفروش به باغ ارم و نخوت شباب***یک شیشه می و نوش لبی و لب کشتی

 

لینک مطلب در بالاترین

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 23:9  توسط سعید | 

اومدی بالاخره؟بعد از این همه مدت؟

کجا رفتی حالا قدیس برگشتی؟

مگه کجا رفته بودی؟از کجا اومدی الان؟

بعد از این همه درس خوندن تو دانشگاه رفتی 2 سال از عمرتو خبردار وایسی؟آخه برای کی؟

رفتی و الان از اونجایی اومدی که عمرتو!2 سال از بهترین روز های عمرتو ازت می گیرن و به بطالت می گذرونن تا بهت مردونگی بدن؟تا به اصطلاح مردت کنن؟

اونجا که یه عده ... غرورت رو ازت بگیرن تا بهت صبر و استقامت یاد بدن؟

اخه برادر من!از قول ما می گفتی ما خیلی وقته صبر و استقامت  رو یاد گرفتیم!

می گفتی ما از وقتی به دنیا اومدیم یاد گرفتیم تحمل کنیم!

خیلی چیزا رو!

بهشون می گفتی دیگه لازم نیست سینه خیز بری تا مقاومت رو یاد بگیری!

ایندفعه که رفتی بگو ما از بچگی یاد گرفتیم تحمل کنیم!

جنگ رو!

بدختی رو!

خفقان رو!

 

خرد و خراب و خسته جوانی خود را پشت سر نهاده ام!

با عصای پیران و وحشت از فردا

و نفرت از شما!

"ا.بامداد"

پی نوشت یک:دوست عزیز سهیل ۲۰۹ طی بیانیه ای به دنیای وبلاگ نویسی بازگشت!بازگشت با شکوه این عزیز  سرافراز را از بردگی مقدس صمیمانه به ایشان و محضر مبارک خودمان تبریک می گوییم!

پی نوشت ۲:سهیل جان!یه موقع این جمله آخری رو رفتی اونجا نگی ها!ما جوگیر شدیم گفتیم بگو!

پی نوشت۳:بخوانید اطلاعیه آرمین عزیز را در همین مورد!

 

                                 لینک مطلب در بالاترین

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 0:41  توسط سعید | 
چشمانی گریان

در رثای هوسی مرده

هوس!!

دستانی آکنده از سرما ٬آکنده به آرامشی دروغین٬آغشته به شمیم اسکناس های شبانه

تصویری خیالی واهی

در نی نی چشمانی آلوده به غمزه ی هرزگی!

 

شعر از وبلاگ شراب تلخ (مانا مهیاری)

 

                                                                     لینک مطلب در بالاترین

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 0:19  توسط سعید | 
 

تا اناری ترکی بر می داشت دست فواره خواهش می شد...

 عکس شماره ۱:

                                    انار1

                 لینک تصویر با اندازه واقعی۸۶۰*۱۰۲۴

  عکس شماره۲:

                                    انار2

                تصویر با اندازه واقعی ۸۶۰*۱۰۲۴

عکس شماره ۳:

                                   انار3

              تصویر با اندازه واقعی۸۶۰*۱۰۲۴

 

       لینک مطلب در بالاترین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 0:39  توسط سعید | 

وقتی تو این مملکت تو روز روشن شعور مردم رو با گفتن جمله هایی همچون ما ازادترین کشور جهان هستیم و عدالت بی عدل نادیده می گیرند و مردم هم به دست بوسشان می روند!

وقتی تو ازادترین مملکت دنیا جواب انتقاد میشه زندون افتادن و محرومیت از تحصیل!

وقتی تو کشوری که بزرگترین ذخایر نفتی رو داره بنزین رو با قطره چکون به مردم میدن و مردم هم به راحتی با این مسئله کنار میان!

وقتی جایزه بهترین منتقد دولت به بهترین یار و طرفدار دولت می رسه و با این کار شعور همه و زیر پا له می کنن!

وقتی روز به روز قیمت نفت بیشتر رشد می کنه و وضع مردم بدتر میشه و مردم هم راضی به این مرگند!

وقتی تمام این اتفاقها می افته و باز هم  مردم به شرایط عادت می کنن٬

وقتی زنی بیچاره از مشکلات انبوه و فرزندانی با بیماری کلیوی و شوهری از کار افتاده می گوید و اقای رئیس جمهور با یک واکمن مشکلاتش را حل می کند٬

در چنبین اوضاعی آقای رئیس جمهور شما راست می گویید!ما بزغاله ایم!

شما راست می گویید ما شعورمان از بزغاله هم کمتر است!

تنها سوال های باقیمانده این است که:

چند درصد مردم بزغاله اند؟

چند درصد تبدیل به بزغاله شده اند؟

باز هم شما راست می گویید!ما بزغاله ایم

 saeddfarahani

 

                                               لینک مطلب در بالاترین

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 23:29  توسط سعید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم که به کار آید
چرا که تنها یک سخن!
یک سخن!
در میان نبود
ــ آزادی!
ما نگفتیم
تو تصویرش کن ...
احمد شاملو


پیوندهای روزانه
دلبرکان غمگین
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
پیوندها
شراب تلخ!
كميته دانشجويي دفاع از پاسارگاد
هم نوایان(وبلاگ گروهی ما)
خاک خسته(مهشید حیران)
قدح اندیشه من(مسعود شکوری)
قلب بارانی(امیر)
تخته سیاه(پویا محسنی)
اندیشه
یاداشت های یک نفر دیوانه
جادوی یک لبخند(ماریا)
سنگ نوشته های یک ایرانی(مرتضی میری)
مترسک فیلسوف
استاد شهرام ناظری
بیرجند نیوز در بلاگفا
بیرجند نیوز(پرشین بلاگ)
آش ایرونی
چرکنویسهای یک دیوانه
نگار کویر
بند 209(سهیل)
کژدم(شیده مظفری)
خاطرات من و چابی
ژورنالیسم
اورم و جیرجیر
من اشرف مخلوقات
به تو سلام(مصطفی)
عرفان نجف آبادی
عشق بی عاشق
شیطان!
پژواک خاموش
چتر نوشت
کابوک
مروت و مدارا
سربازان شورشی
خیلی دور خیلی نزدیک
:.تراکتور.:
ما همه خوبیم
فتوبلاگ رضا قادری
یک طرفدار خاتمی
قورمه سبزی
سنجاق قفلی
مولانا جلالدین بلخی
هم میهن
احسان موافق
نوشته های سیاسی دایی محسن
حرف های تازه(یونس نوشته ها)
حرف هایی از جنس خریت
كافه داستان
همه چيز از همه جا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM