![]() |
![]() |
|
| زین دایره مینا خونین جگرم می ده×××تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی |
|
یه بار دیگه داستان دنیای بدساخته! ماجرای دنیایی که بد ساخته اندش! یه بار دیگه داستان تلخ دست دراز و آغوش و ... یه بار دیگه شکست از درون!شکست سازشکار!شکست روشنفکری! یه بار دیگه اثبات حکم تلخ دنیا! یه بار دیگه افتادن سنگ در آستانه قله! یه بار دیگه ارثیه شوم!اینبار حکم خدایان بر ما ابلاغ شد!اینبار سنگ سی زیف به ما به ارث رسید! یک بار دیگر بوف کور بر ما نازل شد! یک بار دیگر بازی از پیش باخته رو تا آخر انجام دادیم! گویا قسمت نیست باور کنیم!که از پیش باخته ایم! یک بار دیگر به جمع احمق های دنیا پیوستیم! گویا واقعا خدا آنقدر بی رحم است که می گذارد نخل ها را از دور ببینیم و از تشنگی بمیریم! به راستی که افسانه شخصی دروغی بیش نیست! و ما ساده دل در پی حقیقت بخشیدن به آن بودیم! به چیزی که وجود ندارد! و باز هم قصه تلخ قمار بی برنده زندگی! طاس را بینداز تا ببازی! قرار بود بمیریم!نمردیم زنده ام! اینبار تنها به خاطر خودم! زنده ای که دیگر به چشمانش هم اعتماد ندارد! دیگر خوشبینی کافیست! خانه ام پر از دهانه اسب شده است! به امید رسیدن یک اسب!اما دریغ... زنده ام!اما تنها برای بدبینی!این چشمها دیگر توانایی دیدن خوبیها را ندارد! زنده ای متنفر از حقیقت!متنفر از دنیا!متنفر از ... تبصره۱:تمام جمله ها با فعل اول شخص خوانده شود!!!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 0:49 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم که به کار آید چرا که تنها یک سخن! یک سخن! در میان نبود ــ آزادی! ما نگفتیم تو تصویرش کن ... احمد شاملو |
| پیوندهای روزانه |
|
دلبرکان غمگین آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|